سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خادم الحسین(ع) -
آنکه دانش می جوید، خداوند روزیش را به عهده می گیرد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
   1   2   3   4      >

دوشنبه 26 اردیبهشت 90 , ساعت 9:34 صبح

جلسه هفتگی هیئت ثارالله(ع)


چهارشنبه 28/2/90از ساعت 20:30


مکان : حسینیه ثارالله(ع)


یا علی


چهارشنبه 31 فروردین 90 , ساعت 1:25 عصر

جلسه هفتگی هیئت ثارالله(ع)


چهارشنبه31/1/90


مشهد مقدس-بولوار طبرسی-خیابان کافی-کافی8-حسینیه ثارالله(ع)


یکشنبه 19 دی 89 , ساعت 11:41 صبح

سفرنامه


هر ساله با نزدیک شدن به ماههای پایانی سال , برنامه ریزی برای سفر های نوروزی موضوع مورد توجه خانواده ها و مجموعه ها می شود. شهر های شمالی,مشهد,اصفهان و...معمولا نقاطی هستند که بیشتر مورد توجه قرار می گیرند.


اما زمانی که خیلی ها برای تعطیلات به شمال می روند گروهی از آدمها هستند که مناطق جنوبی کشور و خصوصا مناطق مرزی را برای سفر نوروزی انتخاب می کنند.مناطقی که روزگاری نه چندان دور  یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ را به چشم خود دیده است. شلمچه,طلائیه,فکه,شرهانی,پاسگاه زیدو... نام های آشنایی هستندکه مسافران این سرزمین ها با شنیدن نامشان خاطرات مختلفی برایشان تداعی می شود.خاطراتی که در طول سفر 7 روزه خود از سفر راهیان نور به ارمغان برده اند.خاطرات تلخ و شیرین. خاطرات یک ضیافت 7روزه.بعضی ساده و معمولی و بعضی عجیب و غیر قابل توجیه.بنا دارم به یاری خداوند متعال گزارشی از ماوقع اردوی راهیان نور 88 را در این وبلاگ قرار دهم.تا خدا چه خواهد. 



چهارشنبه 8 دی 89 , ساعت 2:18 عصر

امشب رو عشق است...


امروز چهارشنبه است .چهارشنبه ها برای من حکایت دیگری دارد. بعضی وقتا آرزو می کنم کاشکی در هفته هر روز چهارشنبه بود. چهارشنبه برای من موعد یک قرار است . قرار با محبوب


حی علی المعاشقه



چهارشنبه 8 دی 89 , ساعت 10:54 صبح

همه چیز درباره وحید جلیلی!!


وحید جلیلی, برادر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است. آقا وحید روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی است


 ایشان سال هفتاد وارد دانشگاه امام صادق شد و در رشته معارف اسلامی و اقتصاد از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. وحید جلیلی  کار مطبوعاتی را از همان دوران دانشجویی و در نشریه تفکر بسیجی، نشریه داخلی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق آغاز کرد و در سال 75به مجله نیستان رفت و در آنجا با سید مهدی شجاعی( نویسنده کتاب کشتی پهلو گرفته) همکار بود.


 


ادامه مطلب...


چهارشنبه 8 دی 89 , ساعت 10:34 صبح

السلام علی الشیب الخضیب ,السلام علی الخد التریب


سلام بر کسی که حرمت خیمه‌گاهش شکسته شد
سلام بر محاسن خون آلود ...
سلام بر گونه‌های خاکی شده ...


جلسه هفتگی هیئت ثارالله(ع)-مشهد مقدس


چهارشنبه 8/10/89   ساعت 19:30


مکان : خیابان المهدی غربی-خ16-پ 4 منزل برادر آبانگاه



دوشنبه 6 دی 89 , ساعت 9:49 صبح

فتنه و فرصت‌های رویش انقلاب اسلامی 


 خاطراتتان را از کلاسهای اساتید سکولار بنویسید


سر تا پای نظام جمهوری اسلامی را به فحش می گیرند، کسی هم جرات ندارد به این اساتید حرفی بزند. بعد می گویند جمهوری اسلامی خفقان است. راه حل کاربردی اش هم اینست.می شود خاطراتتان را از کلاسهای اساتید لائیک جمع آوری کنید. کار خوبی می شود. یک نفر شروع کند کار می گیرد. اصلا یک مشکل ما این است که در فضای آموزش عالی صدای ما به بیرون نمی رسد. این صدا را برسانید.


 


 


 


ادامه مطلب...


جمعه 3 دی 89 , ساعت 9:53 عصر

حالم بد است، خسته‌تر از این نمی‌شوم

از غم گذشته است که غمگین نمی‌شوم

هر شب دو قطره اشک نوشتند نسخه را

تا صبح گریه کردم و تسکین نمی‌شوم




جمعه 3 دی 89 , ساعت 9:29 عصر

خدایا چقدر دلم گرفته امشب!!!!


یکی از شعر هایی که بچه ها تو هیئت خیلی باهاش صفا می کنن و خودم هم همچنین این چند خطه:


وقتی دلم از هرچی عشقه توی دنیا خسته میشه


وقتی همه در های عالم روی قلبم بسته میشه


میام تو هیئت میشینم  ...


اما امشب که چهارشنبه نیست.


تا هیئت 5 شب دیگه مونده!!!



 


پنج شنبه 2 دی 89 , ساعت 10:48 صبح

ازت چی بخوام؟


باخودم می گفتم امشب که هیئت می رم دیگه تعارف رو کنار می ذارم.حواسموجمع می کنم رک و پوست کنده خواسته هامو وسط روضه به زبون میارم. همه خواسته هامو اینبار با اصرار از آقا می خوام. مگه اون سختشه بخواد خواسته های منو برآورده کنه؟! مگه میشه به آقا رو بندازم رومو زمین بذاره.خودمو محکم گرفتم .اینبار دیگه احساسی نمی شم همه چیزو می گم...


میکروفن رو که گرفتم بعد دعای سلامتی آقا, خواستم تو مناجات حرفامو بزنم که دیدم مثل همیشه دلم سبک شده. فقط دلم یه چیز رو تمانا می کنه.اصلا بحث عقل و عشق نیست اینجا همه چیز شده تمنای وصال


رشته ای برگردنم افکنده دوست                می کشد هرجا که خاطر خواه اوست


یه وقت یه دوستی جلو اومد و در گوشم گفت امشب روضه آقا قمر بنی هاشمو می خونی؟


یه مکث کوتاه کردم وبعد رفتم علقمه.با عباس تا شریعه رفتم خدا را شاهد می گیرم که عباس حتی هوس آب هم نکرد.مشک رو که پر آب کرد از میانه نخلستون روانه خیمه گاه شد تو دلم یه شور عجیبی افتاد.خدا خدا می کردم عباس آب رو به خیمه ها برسونه اما...


به خودم که اومدم بچه ها ضجه می زدند روضه رو نیمه تموم رها کردم ,گفتم ناله بزن یا حسین(ع)


حاجتمو گرفته بودم .



   1   2   3   4      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ