سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
همه آرزوهای من! -
مردم فرزندان دنیایند ، و فرزندان را سرزنش نکنند که دوستدار ما در خود چرایند . [نهج البلاغه]
 

پنج شنبه 2 دی 89 , ساعت 10:48 صبح

ازت چی بخوام؟


باخودم می گفتم امشب که هیئت می رم دیگه تعارف رو کنار می ذارم.حواسموجمع می کنم رک و پوست کنده خواسته هامو وسط روضه به زبون میارم. همه خواسته هامو اینبار با اصرار از آقا می خوام. مگه اون سختشه بخواد خواسته های منو برآورده کنه؟! مگه میشه به آقا رو بندازم رومو زمین بذاره.خودمو محکم گرفتم .اینبار دیگه احساسی نمی شم همه چیزو می گم...


میکروفن رو که گرفتم بعد دعای سلامتی آقا, خواستم تو مناجات حرفامو بزنم که دیدم مثل همیشه دلم سبک شده. فقط دلم یه چیز رو تمانا می کنه.اصلا بحث عقل و عشق نیست اینجا همه چیز شده تمنای وصال


رشته ای برگردنم افکنده دوست                می کشد هرجا که خاطر خواه اوست


یه وقت یه دوستی جلو اومد و در گوشم گفت امشب روضه آقا قمر بنی هاشمو می خونی؟


یه مکث کوتاه کردم وبعد رفتم علقمه.با عباس تا شریعه رفتم خدا را شاهد می گیرم که عباس حتی هوس آب هم نکرد.مشک رو که پر آب کرد از میانه نخلستون روانه خیمه گاه شد تو دلم یه شور عجیبی افتاد.خدا خدا می کردم عباس آب رو به خیمه ها برسونه اما...


به خودم که اومدم بچه ها ضجه می زدند روضه رو نیمه تموم رها کردم ,گفتم ناله بزن یا حسین(ع)


حاجتمو گرفته بودم .




لیست کل یادداشت های این وبلاگ